خلاصه داستان: دو پسر نابالغ هر دو یک رویداد عجیب را تجربه میکنند و بعدها این اتفاق زندگیشان را به شکلهای متفاوتی تحت تأثیر قرار میدهد. یکی به یک روسپی بیپروا و ماجراجو از نظر جنسی تبدیل میشود، در حالی که دیگری به دنیای خیالی و انزواطلبانهٔ ربودهشدن توسط بیگانگان پناه میبرد.
خلاصه داستان: یک مرد بیوه که کتابش درباره کنار آمدن با فقدان، او را به یک نویسنده پرفروش در حوزه خودیاری تبدیل میکند، در هتل محل برگزاری سمینارش عاشق گلفروش هتل میشود، اما درمییابد که هنوز واقعاً با مرگ همسرش روبهرو نشده است.
خلاصه داستان: یک شوالیه قرون وسطایی و خدمتکارش از یک جادوگر میخواهند آنها را به گذشته بازگرداند تا از مرگ تصادفی پدرزن جلوگیری کنند. اما به جای آن، آنها به قرن بیستم پرتاب میشوند.
خلاصه داستان: وقتی نیکول با دیوید خوشقیافه، جذاب و مهربان آشنا شد، او همهچیز برایش بود. همهچیز عالی به نظر میرسید، اما خیلی زود نیکول متوجه شد که دیوید روی تاریکی هم دارد. ستایش او به وسواس تبدیل میشود، رؤیای مشترکشان به کابوس بدل میگردد و عشق نیکول جای خود را به ترس میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم که در سال ۱۹۳۰ و در کشور انگلستان جریان دارد، گروهی از افراد ثروتمند را به تصویر میکشد که برای تفریح در آخر هفته گردهم آمدهاند اما هنگامیکه در دورهمی آنها یک قتل رخ میدهد، هر یک از آنها مضنون به انجام این قتل میشود و...
خلاصه داستان: «کاترین» با برادرخوانده اش، «سباستین» شرط می بندد که او نمی تواند «آنت» ( دختری که تصمیم گرفته تا پیدا شدن عشق واقعی اش صبر کند )، را بدست بیاورد. اگر سباستین این شرط را ببازد، کاترین اتومبیل جگوار او را صاحب می شود و در صورت برد...
خلاصه داستان: جلال که حدود 30 سال سن داره در مغازه الکتریکی باباش کار می کنه. جرن هم که سنش در همین حدوده در یک مغازه موبایل فروشی مشغول به کاره. جلال و جرن 6 سال هست که کنار هم هستن ولی هنوز جلال پیشنهاد ازدواج به جرن نداده. بعد از اینکه جلال به مهمونی پایان مجردی دوستش میره و جرن خبردار میشه، بینشون دعوا اتفاق میافته، جرن جلال رو میبخشه و شرط میزاره که جلال دیگه هیچوقت به اینطور جاها نره اما بازم جلال به خاطر اصرار دوستاش و با دروغ و دغل به مهمونی پایان مجردی میره. تو مهمونی دوست جلال وقتی که جلال داره خوش میگذرونه ازش فیلم برمیداره و میزار تو فیسبوک. جرن هم وقتی این ویدیو رو می بینه تصمیم میگیره از جلال جدا بشه و…
خلاصه داستان: تام، تنیسباز حرفهای که دوران اوجش را پشت سر گذاشته، به جزیرهای تفریحی پناه آورده است. اکنون او مربی یک هتل تفریحی است و بیوقفه توپها را برای گردشگران به آن سوی تور میفرستد. وقتی با یک خانواده گردشگر خاص روبهرو میشود، به نظر میرسد راه فراری برای خودش پیدا کرده است.
خلاصه داستان: یک بازیگر هالیوود پس از یک رسوایی، در کلبهای دورافتاده پنهان میشود، اما خیلی زود درمییابد که مورد خیانت قرار گرفته و باید برای بقا در برابر کسی که روزی به او اعتماد داشت، مبارزه کند.