خلاصه داستان: «فست اِدی فیلسون» به «وینسنت» از خودراضی ولی به شدت مستعد، حقههای بیلیارد را آموزش میدهد، که باعث میشود تا «وینسنت» بر خلاف تصور همگان شکست را به پیروزی تبدیل کند.
خلاصه داستان: «روپرت پاپکین» یک کُمدین پُرشور و در عین حال ناموفق است که چیزی جز تبدیل شدن به چهرهای مشهور را نمیخواهد، بنابراین معبود خود را میرباید تا از این طریق به آرزویش برسد.
خلاصه داستان: یک بهیار اهل منهتن که به شدت از شغلش خسته شده توسط ارواح بیمارانی که در نجات جانشان ناموفق بوده، تسخیر میشود و برای نجاتِ جانِ خودش سه شب ناخوشآیند و آشفته را پُشت سر میگذارد.
خلاصه داستان: داستان در قرن نوزدهم در نیویورک اتفاق میافتد، در خانوادهای اشرافی یک وکیل جوان عاشق دخترعموی نامزدش که به تازگی از شوهرش جدا شده است، میشود.
خلاصه داستان: داستانِ زندگی چهاردهمین دالایی لامای تبت از دورانِ کودکی تا دوران بزرگسالی و مواجهه با ظلم و ستمهای چینیها و دیگر مشکلاتی که با آنها دست و پنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: یک نوازندهی ساکسیفون خودپسند و یک خوانندهی جوان در روز پیروزی بر ژاپن (پایان جنگ جهانی دوم) با یکدیگر ملاقات میکنند و در حالیکه در حرفهی شغلی با چالشهای سختی روبهرو هستند، عشقی پُرتنش میانشان شکل میگیرد.
خلاصه داستان: یک هنرمند میانسال شیفتهی دستیار جوان و زیبایش میشود، یک دختر دوازده ساله در هُتلی زندگی میکند و یک وکیل عصبی بهمراهِ مادرش سه داستان این فیلم را تشکیل میدهند.