خلاصه داستان: سامانتا ارشد دبیرستان است یک روزنامه نگار مصمم و جدی هست، که با دوستش برای مدرسه مقاله و کتاب سال را منتشر میکنند، همه چیز در دبیرستان آرام هست تا اینکه مرگ های عجیبی به وقوع می پیوندد...
خلاصه داستان: "کاتن" نایت کلاب مشهوری در هارلم نیویورک است. داستان زندگی اشخاصی را تعقب می کند که از کلاب بازدید می کنند و اشخاصی که آنرا اداره می کنند...
خلاصه داستان: لندن، سال 1965. مانند بسیاری از جوانان، "جیمی" از زندگی خود متنفر است، به خصوص از پدر و مادر و کارش در شرکت پستی. تنها وقتی با دوستانش است و به موسقی گوش داده و لندن را زیر پا می گذارد احساس آزادی می کند...
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد فیلم ساز جوانی می باشد که به خانه ی دوران کودکی خود باز میگردد. او با دوستان قدیمی همشهری خود دیدار می کند و تصمیم می گیرند اخر هفته را کنار هم باشند اما هیچ یک از رفقایش نمی دانند که او قصد دارد رازی مربوط به سالیان دور را بازگو کند. در طول اخر هفته ای از یاد آوری خاطرات و جشن گرفتن، کم کم زخم های کهنه سر باز می کنند و باعث به وجود امدن اشتباهات جدیدی می شوند و در نهایت می فهمند که عواقب کارهای جوانی می تواند بعد از بزرگ شدن نیز پیامدهایی داشته باشد…
خلاصه داستان: "ریپ مرداک" و "جانی دارک" در راه واشنگتن هستند اما "جانی" ناپدید شده و جسدش پیدا می شود. "ریپ" متوجه می شود "جانی" متهم به قتل شده و تصمیم می گیرد واقعیت را کشف کند...
خلاصه داستان: "بنجی تیلور" پلیسی است که مخفیانه وارد یک گروه سارق اتومبیل به رهبری "تد واریک" می شود. او خود را عرق آنها کرده و به شیوه زندگی و هیجان آنها علاقه مند شده و عاشق خواهر "وریک" می شود و...
خلاصه داستان: جس ( پارمیندیر ناگرا ) دختری هیجده ساله از یک خانواده هندی ساکن شهر لندن است. جس با تمام دختران همسن و سال خود متفاوت است و نگاه متفاوتی به پسران دارد. برای او پسران به سادگی همبازی فوتبال در پارک نزدیک خانه هستند. در واقع برای جس تنها دو چیز بسیار مهم در زندگی وجود دارد، فوتبال و دیوید بکهام. خانواده متعصب او بویژه مادرش از این تفاوت فاحش او با سایرین در رنج هستند. روزی در پارک هنگام بازی فوتبال جس با جولیس ( کیرا نایتلی ) ملاقات میکند و ...