خلاصه داستان: اولیویا، که پس از جدایی با بلاک نویسنده دست و پنجه نرم می کند، به امید الهام گرفتن به تعطیلات گرمسیری می پردازد و با شاهزاده الکساندر ملاقات می کند، که برای ازدواج با خانواده سلطنتی به فاصله ای از وظیفه خود نیاز دارد.
خلاصه داستان: هنگامی که کسب و کار نگهداری از کودک او ضربه می زند، کاپیتان یک کار تابستانی در پارک آبی می گیرد. در اینجا او می تواند به سرعت از مهارت های خود به عنوان یک پرستار بچه استفاده خوبی کند.
خلاصه داستان: لوسی سال هاست که به طرز دردناکی از همسالان خود منزوی شده است. او اجازه نمی دهد کسی به خانه اش نزدیک شود تا راز خانواده اش را پنهان کند: کوه عظیمی از وسایل احتکار شده که در خانه خود نگه می دارند.
خلاصه داستان: بر اساس یک مورد تکان دهنده در زندگی واقعی، یک مرد جوان با دوستش برای قتل و تکه تکه کردن والدینش شریک می شود. با اعتراف به بی گناهی، وکلای مدافع با یکدیگر روبرو می شوند، زیرا نه هیئت منصفه با حقیقت دست و پنجه نرم می کنند.
خلاصه داستان: اولیویا 12 ساله را دنبال می کند که برای تحت تاثیر قرار دادن مادرش به یک ستاره شبکه های اجتماعی تبدیل می شود، اما دوست جدید مادرش چیزی بیشتر از کمک به مدیریت حرفه او را دنبال می کند و او را به دنیای خیانت، حسادت و حتی قتل می اندازد.
خلاصه داستان: شارلوت را دنبال می کند که او با همسایه رقابتی خود بانی ملاقات می کند. وقتی کشف می شود که همسایه دیگری کشته شده است، یک نگهبان محله ایجاد می شود. هیچ کس متوجه نمی شود که این بانی بود که مخفیانه همسایه را به قتل رساند.
خلاصه داستان: وقتی زندگی عاشقانه دیلون از هم می پاشد، او به مزرعه پدربزرگش در کلرادو باز می گردد، جایی که با جردن، صاحب یک فروشگاه سخت افزاری خوش تیپ، برای بازسازی یک تریلر مسافرتی قدیمی دهه 1960 کار می کند و در طول راه، عشق جدیدی پیدا می کند.
خلاصه داستان: هیزل کینگ را دنبال می کند، مادری مجرد که مصمم است از دخترش در برابر زندگی ای که زمانی داشت محافظت کند و در عین حال از کسانی که نمی توانند از خود محافظت کنند، محافظت می کند.
خلاصه داستان: در سال 1809، مریوتر لوئیس (ایوان ویلیامز)، کاشف مشهور آمریکایی، بر اثر جراحات گلوله در ایستگاه گریندر در ناچز تریس، یک جاده بیابانی منزوی که نشویل، تنسی را به ناچز، می سی سی پی متصل می کند، درگذشت.