خلاصه داستان: "هاچ" ( ماریو کازاس ) به تازگی عاشق دختر جذابی بنام «جین» ( کلارا لاگو ) شده، اما نمی تواند عشق قبلی اش «بابی» ( ماریا والورده ) را فراموش کند. از این رو یک مثلث عشقی میان آن ها شکل می گیرد...
خلاصه داستان: مدت زیادی است که ماپت ها دیگر خودشان را نشان نداده اند، چیزی در حدود ۲۰ الی ۳۰ سال، و حالا در سال ۲۰۱۱ آنها دوباره بازگشته اند تا یک داستان جالب را بر ای طرفدارانشان به تصویر بکشند. داستان بدین شکل است که ماپت ها دوباره نمایشی ترتیب میدهند تا بدین وسیله سالن نمایشی که متعلق به آنهاست را از چنگال فردی که برای تصاحب آن دندان تیز کرده، نجات دهند و ...
خلاصه داستان: سال ٢٠١٢. اقتصاد ایالات متحده از هم فروپاشیده و زندگی برای همه سخت شده است. جنسن ایمز قهرمان سابق اتومبیلرانی، در پی کشته شدن زنش سوزی و توطئه چینی برای قاتل جلوه دادن وی، دستگیر و زندانی می شود و
خلاصه داستان: در دیری که روی دریاچه ای شناور است، پسربچه ای زیر نظر راهب بودایی پیری آموزش می بیند. سال ها می گذرد و پسر بچه، که حالا راهبی هفده ساله شده به دختر بیماری که مادرش او را به معبد آورده، دل می بازد و در پی دختر می رود. سال ها بعد راهب که سی سال از عمرش گذشته، از چنگ قانون می گریزد و به معبد پناه می برد؛ چون به خاطر دختر – که او را ترک کرده – مرتکب قتل شده است. اما پلیس او را دستگیر می کند. چند سالی دیگر نیز می گذرد و همان راهب، حالا چهل و خرده ای ساله، به دیر باز می گردد…
خلاصه داستان: در پی آزمایش های هسته ای گسترده در اقیانوس آرام جنوبی، دانشمند کم سابقه، نیکو تاتوپولوس، توسط ارتش ایالات متحده احضار می شود تا حمله مرموز به یک کشتی ماهیگیری و مشاهدات شوم یک اژدهای دریایی غول پیکر را روشن کند.
خلاصه داستان: اسکروج مک داک، خلبان کم هوشش سکوی پرتاب، و برادرزاده هایش هیوی، دیویی و لویی، همراه با وبی، به مصر می رسند، جایی که اسکروج گنج گمشده کولی بابا را پیدا می کند، بدون اینکه اسکروج بداند، یک چراغ جادویی در داخل گنج قرار داده شده بود.