خلاصه داستان: گابریل لیختمان، فیلمساز، شروع به ساخت فیلمی درباره زندگی لیلا سلاما می کند. از طریق یک سری مصاحبه با شخصیتهای کنجکاو، او موفق میشود قطعات پازل را جمعآوری کند و رازی را کشف کند که سالها پنهان مانده بود.
خلاصه داستان: یک ملاقات تصادفی جرقه عشق بین ویل و میشل را می زند، اما به دلیل زمان بندی نامناسب و واقعیت زندگی - آنها دو بار با هم برخورد می کنند. اگر سرنوشت به آنها ضربه دیگری بدهد - آیا آنها ضربه می زنند یا از دست می دهند؟
خلاصه داستان: سوسک آبی عصر نقره ای بازگشته است. هیجان برای ماجراهای تد کورد، با نام مستعار سوسک آبی، در حالی که او با قهرمانان دیگر، کاپیتان اتم، سوالات و شبگرد برای مبارزه با شرور شرور احساسات، دکتر اسپکترو، متحد می شود.
خلاصه داستان: کاماندی و دوستانش شاهزاده توفتان از پادشاهی ببر و جهش یافته انسان نما بن باکسر توسط یک فرقه گوریل ربوده می شوند که برای یافتن تناسخ خدای خود یعنی The Mighty One اختصاص داده شده است.
خلاصه داستان: بازندگان، تیم افسانهای طردشدگان جنگ جهانی دوم، خود را در جزیرهای ناشناخته در جنوب اقیانوس آرام میبینند که کاملاً توسط دایناسورها تسخیر شده است.
خلاصه داستان: هنگامی که هواپیمای آنها در یک کوه پوشیده از برف دورافتاده سقوط می کند، جین و پل باید به عنوان تنها بازماندگان برای زندگی خود بجنگند. آنها با هم سفری دلخراش را از بیابان آغاز می کنند.
خلاصه داستان: «جک فولی» (جورج کلونی) که حرفه ای ترین و موفق ترین سارق بانک در تاریخ کشور بوده و در دو دهه اخیر بیشترین سرقتها را از بانکها انجام داده است موفق می شود با کمک بهترین دوست و دستیارش که «بودی» نام دارد از زندان بگریزد. اما در طول فرار از زندان او یک مامور زن اف بی آی به اسم «کارن» (جنیفر لوپز) را نیز بعنوان گروگان می گیرد و ...
خلاصه داستان: گروهی به طور اتفاقی انتخاب می شوند تا در یک مسابقه ی دیوانه وار که آن را صاحب کازینوی ثروتمند، «دانلد سینکلر» ترتیب داده، شرکت کنند: هر کس که زودتر از بقیه فاصله ی 563 مایلی لاس وگاس تا سیلور سیتی نیو مکزیکو را طی کند، برنده ی دو میلیون دلار جایزه خواهد شد.
خلاصه داستان: لندن. »فردی کلگ« (استامپ)، کارمند بانک، 71 هزار پوند در شرط بندی مسابقه های فوتبال می برد و خانه ای بزرگ در شهری می خرد. او که به شدت منزوی است »میراندا گری« (اگار)، دانشجوی هنر را می رباید و در زیرزمین خانه ی دور افتاده ی خود زندانی می کند..