خلاصه داستان: در این دنباله مستند Flipside، نویسنده پرفروش ریچارد مارتینی سه روش مختلف «هک کردن» یا دسترسی به زندگی پس از مرگ را بررسی میکند: هیپنوتیزم درمانی، مدیومشیپ و مدیتیشن هدایت شده.
خلاصه داستان: ساکنان جادویی جنگل بارانی به نام “فرن گالی” برای نجات دادن خانه شان میجنگند؛ خانه ای که در معرض خطر واقعه نگاری و نیروی ویرانگار “هکسوس” قرار دارد ...
خلاصه داستان: زنی پولهای همسرش را که از راه فروش مواد مخدر بدست آورده سرقت می کند و به شهر کوچکی برای مخفی شدن می رود. او در آنجا با انسان ساده لوحی برای اجرای نقشه بعدی اش برخورد می کند و...
خلاصه داستان: تابستان سال 1965. «رابرت کینکید» (ایست وود)، عکاس مجله ی «نشنال جیوگرافیک» مأمور شده تا از «پل های مدیسن کانتی» عکس بگیرد. هنگامی که شوهر و بچه های «فرانچسکا جانسن» (استریپ) برای شرکت در بازار مکاره به آیووا رفته اند، «رابرت» با «فرانچسکا» آشنا می شود و...
خلاصه داستان: گروه تورین به لانه ی اژدها رسیده اند، اما آیا بیلبو و بقیه گروه می توانند «اربور» و گنجینه ی اژدها را بدست آورند؟ و اگر آن را گرفتند، آیا می توانند آن را نگه دارند؟
خلاصه داستان: دورف ها به همراه بیلبو بگینز و گندالف خاکستری، به سفر خود برای نجات اربور شهر مادری شان، که در تصرف اژدهایی بنام اسماگ است، ادامه می دهند. این در حالی است که بیلبو تحت تاثیر قدرت جادویی حلقه قدرت می باشد…
خلاصه داستان: داستان این فیلم قبل از سه گانه ارباب حلقه ها اتفاق میافتد و نوعی پیشدرآمد بر آن مجموعه فیلم است. بیلبو بگینز (مارتین فریمن) شخصیت اصلی داستان برای پیدا کردن گنجینه ی اژدهایی بنام اسماگ، در سفری پرماجرا با گندالف (یان مک کلن) و گروهی از دورف ها (کوتوله ها) همراه میشود…
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد یک کارخانه زیرزمینی تولید سلاح های جنگی در بلگراد، طی جنگ جهانی دوم است. بعد از پایان جنگ جهانی، فروشنده ای که در بازار سیاه سلاح ها را به پارتیزان ها می فروشد، خبر اتمام جنگ را به کارگران کارخانه نمی دهد، و آن ها به تولید ادامه می دهند. سال ها بعد، آن ها از پناهگاه زیرزمینی خود بیرون می آیند و ...
خلاصه داستان: تومستون آریزونا، سال 1879. «وایات ارپ» (راسل) که به تازگی کار کلانتری داج سیتی را رها کرده، همراه با همسرش، برادرانش، و همسران برادرانش، وارد شهر می شود. «وایات» تصمیم دارد اسلحه را کنار بگذارد و زندگی آرامی را شروع کند، ولی با مزاحمت های کابوی ها و ورود «داک هالیدی» (کیلمر) ـ دوست قدیم «وایات» ـ به شهر، کار به جدال در اوکی کورال می کشد.