خلاصه داستان: غروب آفتاب در رودخانه استیکس یک تریلر سورئال درباره راننده اتوبوس مترو به نام ویل است. یک روز ، او با مسافری به نام آش آشنا می شود و این دو عاشقانه ای کوتاه اما برقرار می کنند. آش به ویل کمک می کند تا از خواب بیدار بماند تا با جهان و اطرافیانش هماهنگ تر شود. از طریق مجموعه ای از فراز و نشیب ها در روابط آنها ، زمان و واقعیت مبهم می شود ، زیرا آنها سعی می کنند حسرت های گذشته و ترس از آینده را حل کنند.
خلاصه داستان: بن در سومین سرپرست خانه اش قرار می گیرد. پدر مجرد و خواهر و برادر جدید او آخرین فرصتش برای خانواده هستند. پس از مهاجرت به خانه جدید ، گروه شروع به دیدن دیدگاه های ترسناک از یک جادوگر می کند. گروه باید اختلافات خود را کنار بگذارد تا بر ترس های خود غلبه کند. آنها باید خانواده بودن را بیاموزند.
خلاصه داستان: بارنابی بیتس ، نویسنده کمدی در تلاش است تا به هدف خود برسد ، او از ترس اینکه هرگز موفق نخواهد شد ، از رابطه عاشقانه شکوفا با رز ، عکاس جوان کنار می رود تا بر حرفه خود تمرکز کند.
خلاصه داستان: این فیلم داستان یک تیم بسکتبال دبیرستانی را به تصویر میکشد که خود را برای یک باخت دیگر آماده میکنند ، اما در اطراف آنها اتفاقاتی درحال رخ دادن است که...
خلاصه داستان: «فاصله گذاری» که از مجموعه ویدئوهای کوتاهی که یک برنامه مخابراتی را به عنوان یک موضوع مشترک به اشتراک می گذارند ، تشکیل شده است ، بر تعاملات انسانی متصل به هم متمرکز می شود که تقریباً در سراسر جهان در حالت قفل انجام می شود.
خلاصه داستان: کریسمس فقط یک بار در سال فرا می رسد. اما برای رودی ، هر روز کریسمس است. و هر روز بی نقصه. چون کریسمس عالیه. حداقل این چیزی هست که رودی با خودش می گوید.
خلاصه داستان: در حالی که آلیسا و کارلا سعی می کنند از خانه کلیسایی که آنها را اسیر کرده فرار کنند ، کارلا توسط یک موجود شریر و نیمه انسانی قربانی می شود.