خلاصه داستان: زن و شوهری که در حال طلاق هستند، برای حضانت سه فرزند خود می جنگند: هیچ یک از آنها خواهان بچه ها نیستند. مادر می خواهد آنها را به پدر بسپارد و بالعکس...
خلاصه داستان: تیمی از روانشناسان آمریکایی برای انجام تحقیق در مورد قلعه مارگام ، یکی از خالی از سکنه ترین ساختمان های انگلستان، به ولز سفر می کنند اما آنجا آنطور که به نظر میرسد خالی از سکنه نیست و...
خلاصه داستان: توماس لیوینگستون، نویسنده ای ناامید از آینده کاری، آخر هفته را برای تبلیغات کتاب بعدی اش خود را در یک فانوس دریایی خالی از سکنه محبوس می کند اما متوجه میشود که آنجا تنها نیست و...
خلاصه داستان: سامانتا، دختر جوان ربوده شده، پس از زندانی شدن و بستری شدن در بیمارستان، دوباره دچار شوک می شود. در کنار او دکتر گرین، برای یافتن سرنخ از ذهن قربانیان تحقیق می کند. جنکو، یک بازپرس خصوصی، نیز در مسیر به آن ها میپیوندد...
خلاصه داستان: هنری پیج 17 ساله خود را شخصی رومانتیک میداند اما هیچ وقت عاشق نشده است. او دوست دارد تمام توجهاش را روی سردبیر روزنامه دبیرستان شدن، بگذارد. در اولین روز سال آخر، او با گریس آشنا میشود و همه چیز تغییر میکند.
خلاصه داستان: "آلن درشوویتز" پروفسور با استعداد حقوق است که توسط "کلاوس وان بالو" استخدام میشود که اتهامهای وارده به او مبنی بر اقدام به قتل همسر ثروتمندش را از او رفع اتهام کند...
خلاصه داستان: شرکتی بنام ریپو برای فروش اعضای بدن انسان ها با مردم قرار داد می بندد و محلتی را تعیین می كند تا آنها پول اعضای خریداری شده را بدهند. اگر آنها نتوانند در زمان موعد به قراردادشان عمل کنند، شركت شكارچیان خود را به سراغ آنها می فرستد تا آنها را كشته و اعضا را پس بگیرند...
خلاصه داستان: فیلم افتخار به تبعیضهای علیه سیاهان در جامعه امریکا بویژه در جنگهای داخلی این کشور می پردازد. این جنگها بین ایالات شمالی، متحدین، و ایالات جنوبی رخ می دهد. مسئولین شهر بوستون در ماساچوست، از ایالات شمالی، که مخالف برده داری هستند هنگی از سیاهان را تشکیل می دهند و «رابرت شاو»، فرزند یکی از متنفذین شهر را فرمانده این هنگ می کنند. شاو به آموزش این هنگ که اکثرا برده های فراری ایالات جنوبی هستند می پردازد اما گویا تبعیضهای موجود اجازه رفتن به جنگ را نمی دهند و حتی کفش و لباس نیز به آنها نمی دهند. شاو با این تعصبات مبارزه می کند و...
خلاصه داستان: "الکس ویتمن"، مهندس ساختمانی اهل نیویورک، به لاسوگاس فرستاده میشود تا بر ساخت کلابی که شرکتش سفارش بنای آن را به عهده دارد، نظارت کند. شبی در آنجا با یک عکاس آمریکائی - مکزیکی شاد و سرزنده آشنا میشود...