خلاصه داستان: یوها همسرش را در حادثه ای از دست داده است. اکنون با گذشت سال ها او هنوز هم احساس تهی بودن کرده و توانایی برقراری ارتباط با افراد را ندارد. ملاقات با مونا همه چیز را عوض می کند.
خلاصه داستان: یک زن تنها در مراسم خاکسپاری خواهر و مادرش پس از سالها با خواهرزاده خود ملاقات می کند. خواهرزاده اکنون دختری بزرگ شده است، و نمیتواند مرگ مادرش را بپذیرد و...
خلاصه داستان: «کیم» دختری معتاد بوده که حالا برای چندمین بار در حال ترک است. او پس از مدتها دوری از خانواده برای شرکت در مراسم عروسی خواهر بزرگترش، «ریچل» به خانه باز میگردد. اما خیلی زود و بار دیگر در برقراری ارتباط با «ریچل»، پدر و مادرش دچار مشکل میشود...
خلاصه داستان: الکس فلچر که بیست سال پیش خواننده موفق یک گروه موسیقی پاپ بوده، اکنون محبوبیت سابق را ندارد. در ادامه کریس، مدیر برنامه های او به وی خبر می دهد که یک خواننده جوان و پرطرفدار پیشنهاد داده که الکس در آلبوم بعدیش با او همکاری کند اما به شرطی که الکس بتواند تا هفته آینده یک ترانه برای این آلبوم بنویسد...
خلاصه داستان: در پی احتمال وقوع حمله ی نیروهای سیارهی «مونگو» به زمین، «دکتر هانس زارکوف» فضاشناس با تمهیدی «فلاش گوردون» قهرمان فوتبال آمریکایی و محبوبهاش، «دیل آردن» را با خود همراه میسازد. آنان راهی مونگو میشوند، که «امپراتور مینگ» ظالم بر آن حکم میراند...
خلاصه داستان: کشتار بیرحمانه سه کودک به عنوان محاکمه جنجالی سه نوجوان که متهم به قتل کودکان به عنوان بخشی از یک مراسم شیطانی هستند به تصویر کشیده میشود و...
خلاصه داستان: «میچ رابینز»، «اد فوریلو» و «فیل برکوییست» که همیشه تعطیلات سالانه شان را با هم می گذرانند، امسال تصمیم گرفته اند سوار بر اسب همراه با عده ای توریست دیگر و به راهنمایی «کرلی»، «جف» و «تی. آر.»، گاوچرانان غیرقابل اعتماد، با یک گله از نیومکزیکو به کلرادو بروند.